چهار پیام راهبردی رهبر انقلاب برای مجلس

متن پیام رهبر انقلاب در جوهر خود، مبیّن الگوی حکمرانی در فصلی نوین است که چهار محور آن برجستگی بیشتری دارند.

به گزارش سراج24؛ به نقل از تسنیم، محمدامین حقگو مسئول میز اقتصاد ایران مرکز مطالعات راهبردی تسنیم در یادداشتی با عنوان «چهار پیام راهبردی رهبر معظم انقلاب اسلامی برای مجلس در یک نقطه عطف تاریخی» به مناسبت پیام رهبر انقلاب در سالروز تشکیل اولین دوره مجلس شورای اسلامی به تبیین «بایسته‌های مجلس تراز برای ایران جدید» پرداخت و نوشت: برخی پیام‌های سیاسی، در همان سطح مناسبت و تشریفات باقی می‌مانند. خوانده می‌شوند، بازنشر می‌شوند و سپس در انبوه اخبار روزانه محو می‌شوند. اما گاهی پیامی منتشر می‌شود که مخاطب را ناچار می‌کند چند گام عقب‌تر بایستد و تصویر بزرگ‌تر را ببیند. پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت سالروز افتتاح مجلس شورای اسلامی را می‌توان از این جنس دانست. متنی که اگر از لایه‌های نخست آن عبور کنیم، با روایتی فرازمندانه از ایران پس از جنگ، الزامات حکمرانی در دوران جدید و وظایف مجلس در یک مقطع سرنوشت‌ساز مواجه می‌شویم.

در این پیام، مجلس با نگاهی جامع نگریسته شده و ابعاد آن از حدود وظایف محدود قانون‌گذاری عبور می‌کند. این نهاد در جایگاهی قرار می‌گیرد که بایستی برای ایرانِ پس از جنگ، مسیر و نقشه‌راه ترسیم کند. دایره مأموریت‌های مجلس، علاوه بر تصویب قانون و نظارت‌های مرسوم اداری، مسئولیت کلان نقش‌آفرینی در ساختن آینده کشور را نیز شامل می‌شود.

از منظر نگارنده، چهار محور کلی در این پیام برجستگی بیشتری دارند. هرچند روشن است که هر خوانش دیگری نیز می‌تواند صورت‌بندی متفاوتی از متن پیام ارائه دهد. این چهار محور عبارت‌اند از: موقعیت تازه ایران در منطقه و جهان، امتداد رهبری مردمِ مبعوث شده، اقتصاد به‌عنوان میدان تعیین‌کننده آینده و وحدت ملی به‌مثابه مهم‌ترین سرمایه راهبردی کشور.

ایران وارد دوران تازه‌ای شده است

شاید مهم‌ترین عبارت راهبردی این پیام را بتوان در همین جمله دانست: «توجه هوشمندانه و انقلابی به موقعیت تازه ایران در منطقه و جهان».

در نگاه نخست، این جمله در قامت یک توصیه سیاسی جلوه می‌کند. اما در بطن خود، راوی یک دگرگونی بزرگ تاریخی است. رهبر معظم انقلاب در ماه‌های اخیر بارها بر این حقیقت پافشاری کرده‌اند که وقایع جنگ تحمیلی سوم از چهارچوب یک تقابل نظامی محدود فراتر رفته است. چرا که این نبرد با تغییر در چیدمان بازیگران منطقه، ابطال انگاره‌های قدیمی و آشکارسازی توانمندی‌های نوین، معنای جدیدی به معادلات بخشیده است.

بر همین اساس، پیام اخیر نیز بر این واقعیت تکیه دارد که ایران در نقطه‌ای ایستاده که با گذشته تفاوت دارد. در چنین شرایطی، تحلیل کشور با مختصات پیشین، می‌تواند به خطاهای بزرگ راهبردی منجر شود. بخشی از نیروهای سیاسی هنوز با این فرض ذهنی حرکت می‌کنند که می‌توان به فضای پیش از جنگ بازگشت. گویی تحولات اخیر صرفا یک حادثه موقت بوده است. حال آنکه متن پیام، تصویری کاملا متفاوت ارائه می‌دهد. در این نگاه، جامعه ایرانی از یک آزمون بزرگ عبور کرده و همین عبور، جایگاه کشور را نیز دستخوش تغییر کرده است.

از این منظر، مسئله اصلی دیگر تنها حفظ وضع موجود نیست. مسئله، تعریف نقش ایران در شرایط جدید است. ایران اکنون با فرصت‌ها و مسئولیت‌هایی مواجه است که پیش از این وجود نداشت. به همین دلیل، مجلس نیز نمی‌تواند با همان الگوهای مرسوم سال‌های گذشته عمل کند.

وقتی رهبر انقلاب از ضرورت ایفای نقش در «تراز ملت مبعوث‌شده» سخن می‌گویند، در واقع به همین تغییر اشاره دارند. ملت، در یک موقعیت جدید قرار گرفته و به تبع آن، نهادهای حکمرانی نیز باید خود را با این سطح جدید از مسئولیت تطبیق دهند.

امتداد رهبری مردم

یکی از متفاوت‌ترین بخش‌های پیام، توصیفی است که از مردم ایران ارائه می‌شود. توصیفی که پیش از این نیز توسط ایشان و به فراخور مناسبت‌های مختلف صورت گرفته است. در متن آمده است که «عیار باطنی و جوهره مردم ایران در ایمان و امید و عمل به دوست و دشمن ثابت شده است» و سپس از «ارتقاء تراز مردم ایران» سخن گفته می‌شود.

این تعبیر با تکیه بر حقایق عینی اجتماعی شکل گرفته است و ابعاد آن از حدود تمجیدهای مرسوم سیاسی عبور می‌کند. پیام در بطن خود، راوی این واقعیت است که ملت ایران در میانه کارزار و در مواجهه با فشارهای طاقت‌فرسا، وجوهی از توانمندی‌های نهفته خویش را نمایان ساخت که در ادوار گذشته به این پایه عیان نشده بود. مؤلفه‌هایی همچون پیوندهای مستحکم ملی، شکیبایی در دشواری‌های راه، ثبات‌قدم در بزنگاه‌های بحرانی و صیانت از روح امید در فضای عمومی، بخش‌های مهمی از این ظرفیت‌های درونی به شمار می‌روند.

بر همین اساس، پیام یک جابه‌جایی مهم در نسبت مردم و مسئولان ایجاد می‌کند. معمولا در ادبیات سیاسی، از مردم خواسته می‌شود که خود را با مسئولیت‌های نظام هماهنگ کنند. اما در اینجا تأکید اصلی بر این است که مسئولان باید خود را با تراز جدید مردم مبعوث شده هماهنگ کنند.

گزاره‌ «نماینده حقیقی ملت باید از جنس ملت باشد» دقیقا در چنین چارچوبی معنا می‌یابد. این عبارت تبیین‌کننده یک شاخص بنیادین برای جایگاه نمایندگی است و مفهوم آن در توصیه‌ به مردمی‌بودن خلاصه نمی‌شود. بر این مبنا، هرگاه منتخبی از دغدغه‌های عینی جامعه فاصله بگیرد، در حصار بسته‌ مناسبات جناحی گرفتار شود یا پیوند خود را با متن زندگی مردم از دست بدهد، از دایره شایستگی برای جایگاه «نماینده تراز ملت» خارج خواهد بود.

در واقع، رهبر انقلاب یک معیار تازه برای سنجش عملکرد مجلس ارائه می‌کنند: آیا مجلس به اندازه مردمی که از یک آزمون بزرگ عبور کرده‌اند، رشد کرده است؟

پاسخ به این پرسش، در نحوه قانون‌گذاری، نظارت، اولویت‌گذاری و حتی شیوه مواجهه نمایندگان با مسائل کشور آشکار خواهد شد.

اقتصاد، کانون اصلی نبرد است

اگر بخواهیم پرتکرارترین دغدغه عملی پیام را شناسایی کنیم، بدون تردید باید به اقتصاد اشاره کرد. فهرست موضوعاتی که در این بخش مطرح می‌شود، حدود 10 محور قابل توجه است: رونق تولید، اشتغال، مهار تورم، مبارزه با فساد مالی، محرومیت‌زدایی، بازسازی خسارات جنگ، مدیریت نقدینگی، ثبات اقتصادی، اصلاح برنامه هفتم و حمایت از تولید ملی.

تعدد و تراکم این محورها نشان می‌دهد که اقتصاد در نگاه رهبر انقلاب، در زمره بنیادین‌ترین مسائل کشور جای گرفته و از جایگاهی محوری برخوردار است. اعتبار این بخش، افزون بر تنوع موضوعات مطرح‌شده، در موقعیت راهبردی اقتصاد در منظومه فکری پیام نهفته است. در این چهارچوب، اقتصاد در تراز مسائل امنیت ملی تعریف می‌شود. چرا که ابتلای یک جامعه به تورم مزمن، رکود تولید یا ضعف معیشتی، به‌طور طبیعی سایر عرصه‌ها را نیز با مضیقه و بن‌بست روبرو می‌سازد. بر همین اساس، مؤلفه‌های حیاتی نظیر تاب‌آوری ملی، انسجام اجتماعی، قدرت چانه‌زنی سیاسی و حتی بنیه دفاعی کشور، همگی بر بستر پایداری و سلامت وضعیت اقتصادی استوار شده‌اند.

از این رو، پیام از مجلس می‌خواهد که به جای پرداختن به مسائل فرعی، دستور کار خود را بر مسائل اصلی کشور متمرکز کند. این بخش یک هشدار ضمنی نیز در خود دارد: پیروزی‌های سیاسی و امنیتی زمانی پایدار می‌شوند که بتوانند در زندگی مردم ترجمه شوند.

به این معنا که اگر دستاوردهای ملی به رشد تولید، افزایش اشتغال، کاهش فشار معیشتی و بهبود کیفیت زندگی منجر نشوند، بخش مهمی از ظرفیت ایجادشده از دست خواهد رفت. در واقع، جنگ ممکن است در میدان نظامی پایان یافته باشد، اما نبرد برای ساختن آینده کشور اکنون در عرصه اقتصاد جریان دارد.

سرمایه ایران انسجام است

شاید مهم‌ترین هشدار پیام در بخش پایانی آن مطرح شده باشد. رهبر انقلاب با صراحت تأکید می‌کنند که پس از ناکامی دشمن در عرصه نظامی، فشار اقتصادی و محاصره تبلیغاتی، تلاش اصلی بر ایجاد تفرقه و تجزیه اجتماعی متمرکز خواهد شد.

این گزاره در سطحی کلان، توصیف‌گر الگویی است که در بطن بسیاری از منازعات معاصر به چشم می‌خورد و اعتبار آن در چهارچوب یک تحلیل سیاسی محدود نمی‌گنجد. در حقیقت، هرگاه جامعه‌ای مسیر ایستادگی در برابر فشارهای بیرونی را برمی‌گزیند، ایجاد و تقویت شکاف‌های داخلی در صدر فهرست ابزارهای کلیدی برای فرسودن اراده آن ملت قرار می‌گیرد. با تکیه بر همین منطق است که پیام مذکور، وحدت ملی را با عناوینی همچون «نعمت عظیم» و «انسجام بی‌بدیل» بازشناسی و توصیف کرده است.

اهمیت این موضوع زمانی روشن‌تر می‌شود که بدانیم وحدت مورد نظر پیام، به معنای حذف اختلاف‌نظرها نیست. جامعه زنده، جامعه‌ای است که در آن دیدگاه‌های مختلف وجود داشته باشد. مسئله از جایی آغاز می‌شود که اختلاف‌ها به دشمنی تبدیل شوند و رقابت‌های سیاسی جای خود را به شکاف‌های اجتماعی، منافع جناحی و گروهی بدهند.

نکته قابل تأمل آن است که پیام حتی نسبت به تبدیل اختلافات «موجّه» به نزاع هشدار می‌دهد. این یعنی در شرایط حساس کنونی، مسئولیت نخبگان سیاسی، رسانه‌ای و فرهنگی دوچندان است. هر سخن، هر موضع و هر رفتار سیاسی می‌تواند یا به تحکیم همبستگی ملی کمک کند یا زمینه فرسایش آن را فراهم سازد. از همین رو، اگر اقتصاد ستون فقرات قدرت ملی باشد، وحدت ملی روحی است که در کالبد این قدرت جریان دارد.

مجلس به مثابه کارگاه آینده ایران

جمع‌بندی پیام را شاید بتوان در یک تصویر خلاصه کرد: ایران در آستانه ورود به مرحله‌ای تازه قرار گرفته و مجلس باید خود را برای این مرحله آماده کند.

پیام رهبر انقلاب از مجلس نمی‌خواهد که صرفا فعال‌تر باشد. از آن می‌خواهد که در مقیاس تحولات جدید کشور بیندیشد. مجلس باید واقعیت‌های پساجنگ را بشناسد، جایگاه جدید ایران را درک کند، اقتصاد را در کانون تصمیم‌گیری قرار دهد و از سرمایه بزرگ انسجام ملی پاسداری کند.

به همین سبب، نگریستن به این پیام به مثابه‌ یک متن تشریفاتی و مناسبتی درباره مجلس، حق مطلب را درباره آن ادا نمی‌کند. چرا که این متن در جوهر خود، تبیین‌گر الگوی حکمرانی در فصلی نوین است. در این دوره، مقدرات آینده ایران در پیوند همزمان عرصه‌های سیاست و اقتصاد، تراز همبستگی اجتماعی و توانمندی نهادهای ملی برای درک دقیق مقتضیات زمانه رقم خواهد خورد.

اکنون پرسش اصلی این نیست که مجلس چه تعداد قانون تصویب خواهد کرد. پرسش اصلی آن است که آیا مجلس می‌تواند خود را به تراز ملتی برساند که از دل یک آزمون تاریخی عبور کرده است یا نه. پاسخ این پرسش، سرنوشت سال‌های پیش رو را روشن خواهد کرد.

اخبار مرتبط

امام خامنه ای: اختلافات غیرموجّه و حتی موجّه را به تنازع و تفرقه تبدیل نکنید

بازتاب گسترده پیام حج رهبر معظم انقلاب در رسانه‌های بین‌المللی

تغییر زمان برگزاری انتخابات هیات رییسه مجلس